اگر به يك كوكتل پارتي واقعي برويد يا در سالن انتظار درست و حسابي بپلكيد يا ضميمه هاي رنگي روزنامه هاي يكشنبه را بخوانيد يا برنامه هاي هنري آخر شب را در تلويزيون ببينيد آن وقت ميفهميد كه نشانه شناسي چه موضوع ارزشمند و باب روزي است.
ماقبل تاريخ نشانه شناسي
از جمله رهروان نشانه شناسي ميتوان از افلاطون(428-348 پيش از ميلاد)نام برد كه كتاب كراتيلوس او به به بررسي منشا زبان ميپردازد.نيز ميتوان از ارسطو(322_348 پيش از ميلاد)ياد كرد كه در كتاب بوطيقا و در باب تفسير به تامل در باب اسم مينشيند.
كند و كاو ها در باب نشانه شناسي در غرب در سده هاي ميانه و به واسطه آگوستين قديس(430_354) پا گرفت اما در واقع در سده بيستم بود كه در سايه تفكرات دو تن از بنيانگذاران نشانه شناسي نوعي آگاهي نشانه اي تمام عيار ظاهر شد.
فردينان دو سسور1857_1913
سسور در سال 1857 در يك خانواده دانشگاهي در ژنو به دنيا آمد.در 19 سالگي براي مطالعه زبان ها به دانشگاه لايپزيك رفت و دو سال بعد در همان جا رساله مشهوري را با عنوان "نظام ابتدايي واكه ها در زان هاي هندي و اروپايي" منتشر كزد.سسور پس از تكميل رساله اش به مدرسه عملي مطالعات عالي در پاريس رفت و در انجا به آموزش زبان هاي سانسكريت گوتيك و »رمني باستاني عليا پرداخت.
او پيش از اينكه به ژنو بازگردد و به اموزش زبان سانسكريت و زبان شناسي تاريخي بپردازد ده سالدر انجا ماند.در سال 1906كار تدريس يك دوره درسي در زبان شناسي عمومي به سسور واگذار شد و اين كاري بود كه او پيش از اين نكرده بود و در آن با موضوعي سر و كار داشت كه در طي زندگي اش هيچ مطلبي درباره آن منتشر نكرده بود.سسور در مقابلزبانشناسي در زماني و تاريخي كه به بررسي تغييراتي ميپردازد كه زبان هاي خاص در طي تاريخ به خود ديده اند زبان شناسي هم زماني را پيشه خود ساخت.
سسور نشانه زبانی را چیزی دورویی می پنداشت.یک رویه نشان چیزی است که او دال مینامید.دال جنبه مادی نشانه است:اگر کسی هنگام سخن گفتن شخصی روی تارهای صوتی او دست بگذارد به وضوح در می یابد که صداها حاصل لرزش آن هایند.لرزش هایی که بی شک مادی هستندحوزه مورد علاقه سسور نشانه زبانی است در این حوزه او دنباله رو سنت نظریه پردازی در باب نشانه های قراردادی است.رویه دیگر نشانه که نمیتون آن را از دال جدا نمود چیزی است که سسور ان را مدلول مینامد.مدلول یک مفهوم ذهنی است.اگر کلمه سگ را که از دال های س گ ساخته شده در نظر بگیریم خواهیم دید که انچه نزد شنونده ساخته میشود سگی واقعی نیست بلکه مفهوم ذهنی سگ است.سسور آشکارا بر این باور بود که فرایند انتقال زبانی مستلزم انتقال محتوای ذهنی است.نکته اصلی نظریه سسور در باب نشانه ها دلبخواهی بودن رابطه میان دال مدلول است.ضرورتی ندارد که مفهوم ذهنی سگ دالی را به وجود بیاورد .در واقع برای فرانسویان و یا المانی ها این دال متفاوت است.ما میتوانستیم در صورت توافق مردم به جای دال سگ از پالگ جوا یا از سقاور استفاده کنیم لذا این رابطه رابطه ای قراردادی می باشد.
در نظر سسور هر نشانه به واسطه تفاوتی که با سایر نشانه ها دارد معنا پیدا میکند و همین تفاوت است که وجود یک جامعه زبانی را ممکن می سازد.
چارلز سندرس پیرس1839_1945
چارلز سندرس پیرس که از او به عنوان بزرگترین فیلسوف آمریکایی یاد می شود در یک خانواده فرهیخته دانشگاهی در کمبریج به دنیا آمد.او وارد دنیای کالج هاروارد شد.اما پیرس زندگی آکادمیک و به سامانی نداشت که پیوسته نشانه شناسی را در آن بپروراند.او جوانی زود رنج بود و این تا حد زیادی ریشه در دردهای عصبی اوداشت.او در سال 1877 از همسرش جدا شد و 6 سال بعد دوباره ازدواج نمود.البته امروزه این امر موضوع مهمی به شمار نمیآید!
برخلاف سسور که تاکید میکرد نشانه دو رویه دارد پیرس تاکید داشت که هر نشانه از سه رابطه شکل گرفته است.
بازنمویی(خود نشانه):
که به واسطه یک تعبیر با یک شی رابطه دارد.
شی:چیزی است که نشانه به جای آن قرار گرفته است.که این شی میتواند شی ای بلافصل یا شی ای پویا باشد
تعبیر:گرفتن نوعی نتیجه از نشانه
تعبیر در این معنا میتواند مقام یک نشانه را بازی نماید که خود متضمن تعبیر استو این روند میتواد تا بینهایت ادامه پیدا کند.
این اصل که تعبیر در مقام نشانه ای دیگر عمل نماید در زبان روزمره بسیار آشناست.ما همگی از این نکته آگاهیم که چگونه یک نشانه زنجیره ای از تداعی ها را در پی دارد.تداعی هایی که در مهایت بسیار دور از نشانه اولیه به نظر میرسند.در نشانه شناسی اغلب از این امکان با عنوان نشانه شناسی نامحدود سخن می رود و این نامحدود بودن تنها یک امکان است چرا که روال زندگی وادارمان میکند که به سرکار برویم و کارهای جورواجور انجام دهیم و لذا نتوانیم به طور نا محدود نشانه تولید کنیم.
برگرفته شده از کتاب مصور نشانه شناسی.اثر پای کابلی_لیتزا یانتس.ترجمه محمد نبوی.انتشارات شیرازه
در نظر سسور هر نشانه به واسطه تفاوتی که با سایر نشانه ها دارد معنا پیدا میکند و همین تفاوت است که وجود یک جامعه زبانی را ممکن می سازد.
چارلز سندرس پیرس1839_1945
چارلز سندرس پیرس که از او به عنوان بزرگترین فیلسوف آمریکایی یاد می شود در یک خانواده فرهیخته دانشگاهی در کمبریج به دنیا آمد.او وارد دنیای کالج هاروارد شد.اما پیرس زندگی آکادمیک و به سامانی نداشت که پیوسته نشانه شناسی را در آن بپروراند.او جوانی زود رنج بود و این تا حد زیادی ریشه در دردهای عصبی اوداشت.او در سال 1877 از همسرش جدا شد و 6 سال بعد دوباره ازدواج نمود.البته امروزه این امر موضوع مهمی به شمار نمیآید!
برخلاف سسور که تاکید میکرد نشانه دو رویه دارد پیرس تاکید داشت که هر نشانه از سه رابطه شکل گرفته است.
بازنمویی(خود نشانه):
که به واسطه یک تعبیر با یک شی رابطه دارد.
شی:چیزی است که نشانه به جای آن قرار گرفته است.که این شی میتواند شی ای بلافصل یا شی ای پویا باشد
تعبیر:گرفتن نوعی نتیجه از نشانه
تعبیر در این معنا میتواند مقام یک نشانه را بازی نماید که خود متضمن تعبیر استو این روند میتواد تا بینهایت ادامه پیدا کند.
این اصل که تعبیر در مقام نشانه ای دیگر عمل نماید در زبان روزمره بسیار آشناست.ما همگی از این نکته آگاهیم که چگونه یک نشانه زنجیره ای از تداعی ها را در پی دارد.تداعی هایی که در مهایت بسیار دور از نشانه اولیه به نظر میرسند.در نشانه شناسی اغلب از این امکان با عنوان نشانه شناسی نامحدود سخن می رود و این نامحدود بودن تنها یک امکان است چرا که روال زندگی وادارمان میکند که به سرکار برویم و کارهای جورواجور انجام دهیم و لذا نتوانیم به طور نا محدود نشانه تولید کنیم.
برگرفته شده از کتاب مصور نشانه شناسی.اثر پای کابلی_لیتزا یانتس.ترجمه محمد نبوی.انتشارات شیرازه